سلطان مدینه
The Sultan of the Medina
مردمی که از جامعه طرد شده اند در ساختمانی متروکه در مدینهیی تونس زندگی می کنند. اباب، جنایتکار محلی که اداره فاحشهخانه را به عهده دارد، در روز عروسی از زندان آزاد می شود. فراج برادرش و جادوگر شهر به راملا عشق می ورزد؛ او تنها مرد ساختمان است که چهره او را دیده است زیرا او در یکی از اتاق ها تا شب عروسی نگهداری می شود.