خط داستانی
نویسندهای به نام سامانتا که تحت فشار و با مشکل نوشتن مواجه است، به همراه دوست پسرش به خانه مادربزرگ مرحومش میرود تا کریسمس را بگذرانند. در حین حضور در کنار خانواده، سخنان حکیمانه مادربزرگش معنای واقعی کریسمس را در زمانی که سامانتا بیش از هر زمان دیگری به تشویق نیاز دارد، فاش میکند.