خط داستانی
رسپ اودیک سیزدهم در خانه تلویزیون تماشا می کند که پیک به خانه می آید و او را به شرکت در جشنواره سالانه لوبیا خشک در استان کنیا دعوت می کند. با خبر بسیار هیجان زده است که بهترین دوستش نورالله را راضی می کند تا به او بپیوندد اما به خاطر سوء تفاهم با آژانس مسافرتی بلیت هواپیما برای کنیا افرقا به جای Konya ترکیه می گیرند. پس از رسیدن به کنیا و سوار شدن به یک تور سفاری، همسفران بیچاره در savannah بی پایان گم می شوند و در میان دو قبیله محلی رقیب می افتند. ماجراجویی های زیادی در این سرزمین ناخوشایند و عجیب انتظار رسپ را می کشد، که برای بازگشت به خانه هر کاری می کند، که بیشتر با نتایجی خنده دار روبه رو می شود.