خط داستانی
در سال 1936، در زیر ابرهای جنگ بر مرز منچوری، شوزابورو اوشیما 60 ساله نگران آینده تنها پسرش، ریوجی است که از پیروی از پدر قماربازش امتناع کرده و تصمیم به پزشک شدن گرفته است. ریوجی خانه را ترک میکند تا در یک کلینیک در محل ساخت سد کار کند، جایی که درمان کارگران را غیرقابل تحمل مییابد. اما وقتی به رئیس چالش میکشد، کسی که به قتل اهمیتی نمیدهد، با شگفتی متوجه میشود که به خاطر شهرت پدرش در امان است. ریوجی بین احترام به والدین و ایدههایش دچار تردید میشود و از قتل پدرش توسط مردان یک باند رقیب مطلع میشود. او شوک دیگری را تجربه میکند وقتی میفهمد زن پشت باند رقیب مادر واقعیاش است که به خاطر یک کد نانوشته بین قماربازان مجبور به ترک پدرش شده بود.