خط داستانی
یک شخصیت تلویزیونی سختگیر به نام جنیفر به یک استراحتگاه کوهستانی در یک شهر کوچک میرود تا از زندگی خود فاصله بگیرد. در راه، یک طوفان برفی او را از جاده منحرف کرده و او تصادف میکند. وقتی به هوش میآید، دچار فراموشی کامل شده و یک رهگذر مهربان او را به خانهاش میبرد. با گذشت زمان، او هنوز نمیداند کیست و آن رهگذر، که خودش بیوهای با سه فرزند است، او را به خانوادهاش میپذیرد. اما وقتی او به آرامی شروع به یادآوری هویت خود میکند، ترجیح میدهد زندگی جدیدی که در آن شهر کوچک ساخته است را ادامه دهد.