خط داستانی
مکس، ده ساله، با خانوادهاش در تعطیلات کریسمس در خانه مادربزرگش میمی در کوهستانهاست. میمی برای مکس داستانهایی دربارهٔ trolls، جادوگران و موجودات داستانی میگوید. مکس به داستانهایش ایمان دارد و همهٔ خویشاوندانش به او میخندند. روزی مکس بر روی دریاچهٔ یخزده راه میرود اما یخ میشکند و به آب یخ زده سقوط میکند. او توسط یک troll نجات میکند.