خط داستانی
ژاسمین سی ساله است و هر آن چه می خواسته را دارد: شوهر وفادار، سه پسر دوست داشتنی و سالن آرایشگری پر رونق درست زیر ناپل. اما پس از درگذشت پدرش، خواب تکراری می بیند که در آن دختری جوان به آغوش او می دود و معنای جدیدی از رضایت و کاملیت را ارائه می دهد. او تصمیم می گیرد رویای داشتن دختر را دنبال کند و به دنیای پرچالش فرزندخواندگی بین المللی سر می زند—این کار ازدواجش، سلامت فرزندانش و خطوط اخلاقی شخصی اش را به خطر می اندازد. خانواده به کلی در بحران هستند تا سرانجام بفهمند که تنها راه خروج با هم بودن است.