پرانگون
Perrongen
صبح زود است آلیس باردار به فرزند نخست خود قصد ورود به ایستگاه محلی را دارد تا مادرش را که به زودی می رسد ملاقات کند در حالی که در اتاق انتظار می نشیند پدرش که ده سال است ندیده وارد می شود