خط داستانی
آنا مارِک از استراحتی در زندگی شلوغ خود به عنوان ماما و مادر تنها دو فرزندش منتظر است. برای نخستین بار در سالهاست که با فرزندان به تعطیلات خواهد رفت. اما همسایه اش لهس در را میکوبد. از آنا میخواهد کمکش کند. دوست شیلیایی او ماریا به طور غیرمنتظرهای مادر میشود. آنا میتواند او را به کلینیک ببرد. او نوزاد را به دنیا میآورد؛ با مادرش جر و بحث میکند؛ با فرزندانش به ایتالیا میرود. اما صبح روز بعد آنا در تخت خوابش در ماینز از خواب میپرد و هرج و مرج روز دوباره تکرار میشود.