خط داستانی
در سال 1905، سوفیا 12 ساله در خانه بزرگ و ترسناک خود با تنها چهار عروسک دستساز به تنهایی بازی میکند. وقتی پدر آزارگرش دیگر تحمل نمیکند، او را مجبور میکند تا عروسکها را در حیاط پشتی دفن کند. اما بعد از اینکه او "لغزش" میخورد و گردنش میشکند، پدرش او را نیز در کنار عروسکها دفن میکند. 100 سال بعد، خانواده فیلبرک به همان خانه نقل مکان میکنند.