خط داستانی
گائو ژیجیان دوست خوب زوج متاهل لی شیانگمی و هو شینمینگ است. آنها در محله مستعمره خارجی شانگهای زندگی میکنند. ژیجیان معلم است، شینمینگ در کارهای زیرزمینی علیه ژاپنیها مشغول است و شیانگمی یک موسیقیدان است. جنگ اقیانوس آرام آغاز میشود و ژاپنیها مستعمرات خارجی را اشغال میکنند. شینمینگ برای کمک به جنگ فراخوانده میشود و همسر و مادر نابینایش را تنها میگذارد. ژیجیان به شیانگمی و مادرشوهرش کمک مالی میکند. برای کسب درآمد، شیانگمی به عنوان دختر آوازخوان در یک سالن رقص مشغول به کار میشود که این موضوع خشم ژیجیان را برمیانگیزد. ژیجیان به زودی به دلیل تدریس تبلیغات ضد ژاپنی دستگیر میشود و تلاشهای شیانگمی و لیو چینگ باعث آزادی او میشود. از این رو، ژیجیان از مشکلات شیانگمی آگاه میشود و احساسات عاشقانهای بین این دو دوست شکل میگیرد. جنگ به پایان میرسد و شینمینگ، بدون یک دست، به همسر و مادرش بازمیگردد. با دیدن دوستش که با خانوادهاش reunited شده، ژیجیان میرود.