خط داستانی
زندگی مدیر موفق نشر آثار جولیا برگر کاملا با شغل او همسو شده است. این رویکرد نه تنها به رابطه زنِ شاغل با وکیلی به نام فرد آسیب می زند، بلکه با تماس او با خانواده اش نیز مشکل دارد. با این حال روزی میرسد که برادرزاده ده سالهاش، استفان، که او را مانند پسر خود دوست دارد، به سرطان مبتلا میشود و جولیا مجبور به تصمیمگیری میشود: آیا باید به برادرزادهاش کمک کند، مادری شکننده که در بیمارستان روانی تحت درمان است؟ یا باید کارش را که در نقطه عطف حساسی است، پیش ببرد؟