خط داستانی
جیم ایورز که کارمند سخت کوش است و همسرش سارا شریک تجاری اش، یک شب با صاحب عمارت به نام ادوارد گریسی تماس می گیرند که می خواهد خانه اش را بفروشد. وقتی خانواده ایورز به عمارت می رسند، توفانی سهمگین از منشا نامشخص آن ها را با گریسی گوشه گیر، دمدمی مزاج و خدمتکار مرموزش و گروهی از ساکنان چه دیده شوند چه دیده نشوند گرفتار می کند.