خط داستانی
«من کارهای مشکوک را دوست دارم»، یابوکی، جاسوس مخفی، در مسیر نفوذ به یک باند بینالمللی دزدان جواهر که به شدت خطرناک و بیرحم هستند، میگوید. او از اداره جاسوسی سایهای که مهارتهای کشندهاش را به حد کمال رسانده بود، سرپیچی کرده و با یاماوکی، همکار مبارز جنایتکار، همکاری میکند. آنها با هم، ردپای جواهرات دزدیده شده را دنبال میکنند که از روزهای پایانی جنگ جهانی دوم آغاز میشود و به یک توطئه معاصر میرسد که به بالاترین سطوح قدرت شرکتی و شرارتهای بینالمللی نفوذ میکند.