خط داستانی
فیلمی برای تلویزیون بر مبنای کتابی با همین نام نوشته لیبرا کارلیه. خانوادهٔ فلهمندی تصمیم میگیرد تابستان را در بستههای سِلد سپری کند. پدر یانسن قایق کارکردهٔ دست دوم میخرد و با همسرش و دو پسرش عازم دریا میشوند. آنچه دنبال میآید مجموعهای از لحظات خوش و ناامیدیها است که مادر شکاک یانسن تماشاگر آنهاست.