خط داستانی
زن فتال مادلن رابینسون با ریچارد آیموس، یک معدنچی زغالسنگ با چهرهای شبیه گردو و میل جنسی مشابه، ازدواج کرده است. او به دنبال هیجان است و آنچه را که نمیتواند از شوهر ناتوانش بگیرد، در جاهای دیگر جستجو میکند، ابتدا با بهترین دوست او پیر براسور، و سپس با رئیسش لوسیان گالاس، که همچنین با خواهر کوچک براسور، اودت ژویه، در ارتباط است.