خط داستانی
در این داستان اسطورهای، بابرووهان، پسر آرژونا، از جنگ مهabharata بازمیگردد. او به طرز جسورانهای اسبی از ارتش پدرش را متوقف میکند که منجر به نبردی میشود که در آن سر آرژونا را از بدنش جدا میکند. هنگامی که او آماده خودکشی است، کریشنا ظاهر میشود و به او دستور میدهد تا مانی جادویی سنجیوانی را از سرزمین مارها به دست آورد تا پدرش را زنده کند. این جستجو او را در برابر اولیپی، دختر پادشاه مارها و همسر سابق آرژونا قرار میدهد. وقتی او مانی را تسلیم میکند اما به جای آن سر آرژونا را میگیرد، کریشنا مجبور میشود برای حل این وضعیت مداخله کند.