خط داستانی
دو مرد با اصولی مشخص در برابر یکدیگر میایستند. یکی توسط یک روستای فقیر و جمعی پشتیبانی میشود، دیگری توسط قانون. درگیریای که به اوج خود در تیراندازی پایانی میرسد. به جای غرب وحشی، تیرهای باروتی در مرز اسلواکی-لهستان به صدا درمیآیند. میخال داچولومانسکی به عنوان قاچاقچی اسب و رادوسلاو brzobohaty به عنوان مامور گمرک از پراگ در نبردی با حالتی غربنشین روبروی هم قرار میگیرند در سالهای نامطمئن جمهوری تازه شکلگرفته چک-سلوواک.