خط داستانی
رمان اوژنی گراندت در شهر سُمور اتفاق میافتد. پدر اوژنی، فلیکس، یک کارگر چوبی سابق است که از طریق کسب و کار و ارث به ثروت رسیده است. او بسیار خسیس است و خود، همسرش، دخترش و خدمتکارشان نانون در یک خانه قدیمی و خراب زندگی میکنند که او برای تعمیر آن بسیار خسیس است. بانکدارش، دِ گراسن، میخواهد اوژنی با پسرش آدولف ازدواج کند و وکیلش، کروشوت، میخواهد اوژنی با برادرزادهاش، رئیس کروشوت دِ بونفونز، ازدواج کند. هر دو خانواده به طور مداوم به خانه گراندتها میآیند تا نظر فلیکس را جلب کنند و فلیکس نیز آنها را برای منافع خود در برابر یکدیگر قرار میدهد.