خط داستانی
یک کولی پیر که هرگز از تپه ای که در آن زندگی می کند بیرون نرفته است هرگز به مهمانخانه نرفته است روزنامه یا نشان Dallas را تماشا نکرده است مردی باوقار است که دوست دارد قصه بگوید با وجود اینکه به کلیس//یا فرار دارد، از ترس خدا میداند صاحب چه نعمتی است این کولی پیر از سه دختر زیبا برکت یافته است که او را بیش از هر چیز دوست دارند دو خواهر مسن تر به زودی شوهر می یابند اما جوان ترین سارولت فقط بالا و پایین می رود این آغاز کُرن رومانی کریس است فیلم سفر Lovér کولی و دیوانه روستای Tamáska را به تصویر میکشد که در مناظر مجلایا Hungarian با گاهی سرسبز و گاهی سرد و بیجان، داستانی شعری و جادویی و فراموش نشدنی را روایت میکند