آنها را سه تفنگدار مینامیدند... در حالی که چهار نفر بودند
1973
استودیو حقوقی برای یک سرقت
1973
گل با گلبرگهای فولادی
1973
مرگ در نیمه شب قدم میزند
1972
خیلی شیرین، خیلی مرده
1972
آنها او را قبرستان مینامند
1971
و کلاغها قبر تو را خواهند کند
1971
مراسم تشییع جنازه خوبی داشته باش، دوست من... سارتانا پرداخت خواهد کرد
1970
مجنونها بر روی چرخها
1970
کدام روز خدا نبود (پرونده دفریگر)
1969
خدا آنها را ساخت... من آنها را میکشم
1968
من از خودم در برابر دشمنانم محافظت میکنم
1968
هر تفنگی میتواند بازی کند
1967
008: عملیات نابودسازی
1965
اورسوس و پرنسس تارتار
1961
شبهای لوکرتیا بورژیا
1959