استفان روستی - فیلمشناسی
Biography
استفان دو روستی در اسکندریه به دنیا آمد. پدرش، استفان روستی ارشد، بارون اتریشی، که با یک ایتالیایی ازدواج کرده بود، قصر او را در شوبرا خرید و تصمیم گرفت در آنجا زندگی کند. هنگامی که مادر در آستانه به دنیا آوردن فرزندش بود، پدر به اطاعت از خانواده اشرافی خود به وین بازگشت. هنگامی که استفان روستی به دنیا آمد، نام پدرش را به او داد. او نزد مادرش در شوبره زندگی می کرد و به مدرسه الخضویه رفت.
وقتی او گرفتاو تصمیم گرفت که با مدرک تحصیلی خود تلاش کند تا پدرش را ملاقات کند. همزمان با یک رقصنده باله اتریشی در «تئاترو عباس» ارتباط برقرار کرد و با او به وین سفر کرد. او در آنجا موفق شد پدرش را ملاقات کند، اما در نهایت به دلیل ارتباطش با رقصنده، علاوه بر تمایلات هنری اش، از اقبالش دور شد.
در اروپا بود که استفان با کارگردان محمد کریم، که در آن زمان در آلمان در حال تحصیل سینما بود، ملاقات کرد.از او خواست تا به مصر بازگردد. رستی در سال 1917 با عزیز عید آشنا شد که در شرف تشکیل گروه نمایشی خود بود. بعدها، رستی به همراه نجیب الریحانی اپرت «الاشاره الطیبه یعنی ده قلب» (1920) را ارائه کردند. فعالیت او در گروه رامسیس بود که باعث شد همکارش «عزیزه عامر» تصمیم بگیرد که به او اجازه دهد آنچه را که اولین فیلم مصری «نداء الله یعنی ندای خدا» (1927) در نظر گرفته میشد، تکمیل کند.در سال 1927 به «لیلا» رسید. کارگردان ترک وداد اورفی قرار بود این فیلم را کارگردانی کند اما با عزیزه عامر درگیر شد.
روستی علاوه بر «لیلا» پنج فیلم را کارگردانی کرد و در نویسندگی شش فیلم دیگر همکاری داشت. با این حال، شهرت او به شدت به حرفه بازیگری او بستگی دارد. او با وجود اینکه در نقش شخصیت شرور شهرت داشت، این گونه نقشها را با شوخ طبعی تفسیر میکرد که باعث میشد تماشاگر گاهی واقعاً دوست داشته باشد و با آن همدردی کند.ze با شخصیتش او موفق شد با ترکیب شخصیت شرور و کمدین تبدیل به یک شرور کمیک شود. او در نگارش شخصیت خود شرکت می کرد و کلماتی را که معمولاً از ویژگی های شخصیت او می شد به آن اضافه می کرد. این معیاری برای موفقیت اوست که برخی از جملات او تا به امروز به یادگار مانده است. همیشه به خاطر لهجه و لحن صدای منحصربهفردش بهویژه وقتی نقش یک خارجی را بازی میکند، به یاد میماند. در سال 1936، استفان راسبا یک بانوی ایتالیایی به نام مارینا ازدواج کرد، آنها در کنار هم ماندند تا اینکه او در 12 مه 1964 در حین فیلمبرداری آخرین صحنه های «حکایات نص اللیل یعنی قصه های نیمه شب» درگذشت.