استفان روستی - فیلم‌شناسی

استفان روستی
استفان روستی
Stephan Rosti
بازیگر
Born: 1891 Died: 1964

Biography

استفان دو روستی در اسکندریه به دنیا آمد. پدرش، استفان روستی ارشد، بارون اتریشی، که با یک ایتالیایی ازدواج کرده بود، قصر او را در شوبرا خرید و تصمیم گرفت در آنجا زندگی کند. هنگامی که مادر در آستانه به دنیا آوردن فرزندش بود، پدر به اطاعت از خانواده اشرافی خود به وین بازگشت. هنگامی که استفان روستی به دنیا آمد، نام پدرش را به او داد. او نزد مادرش در شوبره زندگی می کرد و به مدرسه الخضویه رفت.

وقتی او گرفتاو تصمیم گرفت که با مدرک تحصیلی خود تلاش کند تا پدرش را ملاقات کند. همزمان با یک رقصنده باله اتریشی در «تئاترو عباس» ارتباط برقرار کرد و با او به وین سفر کرد. او در آنجا موفق شد پدرش را ملاقات کند، اما در نهایت به دلیل ارتباطش با رقصنده، علاوه بر تمایلات هنری اش، از اقبالش دور شد.

در اروپا بود که استفان با کارگردان محمد کریم، که در آن زمان در آلمان در حال تحصیل سینما بود، ملاقات کرد.از او خواست تا به مصر بازگردد. رستی در سال 1917 با عزیز عید آشنا شد که در شرف تشکیل گروه نمایشی خود بود. بعدها، رستی به همراه نجیب الریحانی اپرت «الاشاره الطیبه یعنی ده قلب» (1920) را ارائه کردند. فعالیت او در گروه رامسیس بود که باعث شد همکارش «عزیزه عامر» تصمیم بگیرد که به او اجازه دهد آنچه را که اولین فیلم مصری «نداء الله یعنی ندای خدا» (1927) در نظر گرفته می‌شد، تکمیل کند.در سال 1927 به «لیلا» رسید. کارگردان ترک وداد اورفی قرار بود این فیلم را کارگردانی کند اما با عزیزه عامر درگیر شد.

روستی علاوه بر «لیلا» پنج فیلم را کارگردانی کرد و در نویسندگی شش فیلم دیگر همکاری داشت. با این حال، شهرت او به شدت به حرفه بازیگری او بستگی دارد. او با وجود اینکه در نقش شخصیت شرور شهرت داشت، این گونه نقش‌ها را با شوخ طبعی تفسیر می‌کرد که باعث می‌شد تماشاگر گاهی واقعاً دوست داشته باشد و با آن همدردی کند.ze با شخصیتش او موفق شد با ترکیب شخصیت شرور و کمدین تبدیل به یک شرور کمیک شود. او در نگارش شخصیت خود شرکت می کرد و کلماتی را که معمولاً از ویژگی های شخصیت او می شد به آن اضافه می کرد. این معیاری برای موفقیت اوست که برخی از جملات او تا به امروز به یادگار مانده است. همیشه به خاطر لهجه و لحن صدای منحصربه‌فردش به‌ویژه وقتی نقش یک خارجی را بازی می‌کند، به یاد می‌ماند. در سال 1936، استفان راسبا یک بانوی ایتالیایی به نام مارینا ازدواج کرد، آنها در کنار هم ماندند تا اینکه او در 12 مه 1964 در حین فیلمبرداری آخرین صحنه های «حکایات نص اللیل یعنی قصه های نیمه شب» درگذشت.

فیلم‌شناسی

Akher Shakawa

آخر شکوا 1964

Midnight story

داستان نیمه شب 1964

El Nashal

ال ناشال 1963

The Laughing Crime

جرم خنده‌دار 1963

El Maganeen Fi Naeem

دیوانگان در نعمت 1963

The King of Petrol

پادشاه نفت 1962

Seraa El Gababera

سرا الکبیره 1962

Al-Torgoman

الجورغومان 1961

No return

هیچ بازگشتی 1961

The Impostor

جعلکار 1961

Ladies Barber

آرایشگاه بانوان 1960

Ismail Yassine in Prison

اسماعیل یاسین در زندان 1960

Katia tarik

کاتیا تاریک 1959

Hassan and Marika

حسن و ماریكا 1959

Poor Millionaire

میلیونر فقیر 1959

Hob Min Narr

هُب مِن نَار 1958

Abul Eyoun Garia

ابول عیون گاریا 1958

I Love you Hassan

من حسن را دوست دارم 1958

Sayedat el kasr

سیدات القصر 1958

Sageen Abu Za'abal

سجین ابوزعبل 1957

Tamarind

تمر هندی 1957

Zanuba

زنوبه 1956

Kefaya ya Ein

کفایة یا عین 1956

Araess fil mazad

آرایس فی المزاد 1955

Love and Tears

عشق و اشک‌ها 1955

God Is on Our Side

خدا در کنار ماست 1955

Soul lover

عاشق روح 1955

Women Can’t Lie

زنان نمی‌توانند دروغ بگویند 1954

The Farewell Dance

رقصات الوداح 1954

Have Mercy

رحم کن 1953

Night Train

قطار شب 1953

Life when it smiles

زندگی وقتی لبخند می‌زند 1953

Hakam Qaraqush

حکم قراقوش 1953

Tell No One

به هیچ کس نگو 1952

Halal Aleik

حلال علیک 1952

Believing in God

باور به خدا 1952

Lailet El Henna

لیله حنا 1951

The Last Lie

آخرین دروغ 1950

Battle of life

نبرد زندگی 1950

Maalesh Ya Zahar

مالش یا زهر 1950

Tough Road

جاده سخت 1950

Baladay wakhifa

بلدی و وخیفا 1950

The Millionaire

میلیونر 1950

Afrita Hanem: The Genie Lady

افریتا خانم: زن جن 1949

Eid Night

شب عید 1949

The Adventures of Antar and Abla

ماجراهای عطار و ابلا 1948

Abu halmos

ابو هلموس 1947

Ashab El Saadah

اصحاب السعاده 1946

El Mazaher

المظاهر 1945

Beauty and charm

زیبایی و جذابیت 1945

Salamah

سلامه 1945

The Straight Road

جاده مستقیم 1943

Mr. Omar

آقای عمر 1941

The Victory of Youth

پیروزی جوانی 1941

The workshop

کارگاه 1940

The workshop

کارگاه 1940

Zuleikha loves Ashour

زلیخا عاشق عاشور است 1939

This is my nature!

من اینطور هستم 1938

Hymn of Hope

سرود امید 1937

Salama Is Fine

سلامه خوبه 1937