هلموت فیشر - فیلم‌شناسی

هلموت فیشر
هلموت فیشر
Helmut Fischer
بازیگر
Born: 1926 Died: 1997

Biography

در سال 1972 او در اولین اپیزود تلویزیونی باواریا از سریال تاتورت به عنوان دستیار بازرس وقت ویگل (با بازی گاستل بایرهامر) بازی کرد. هنگامی که ویگل در سال 1981 "بازنشسته" شد، فیشر به سمت کمیسر لودویگ لنز "ترفیع" شد و به این ترتیب او در مجموع هفت پرونده را تا سال 1987 حل کرد. در سال 1974 هلموت فیشر، در کافه مورد علاقه‌اش Münchner Freiheit با کارگردان هلموت دیتل ملاقات کرد. دومی به استعداد واقعی دوستش پی برد و مندر سال 1980 نقش مهمی در سریال تلویزیونی «Der ganz normale Wahnsinn» به او داد که در آن فیشر برای اولین بار موفق شد نقش یک پلی‌بوی را بازی کند. موفقیت نهایی در سال 1983 با سریال Monaco Franze - der ewige Stenz اثر هلموت فیشر حاصل شد. باز هم هلموت دیتل کارگردان بود، پاتریک سوسکیند تقریباً در تمام قسمت‌ها روی فیلمنامه همکاری کرد. در این سریال که اکنون در بین طرفداران به جایگاه کالت رسیده است، فیشر در کنار روث ماریا کوبیچککارل اوبرمایر و ارنی سینگرل به شیوه‌ای بی‌نظیر مظهر مردی شیک پوش، جذاب و زنانه بودند که همیشه با لبخندی شیطنت‌آمیز بر موقعیت‌های ناخوشایند چیره می‌شوند. گفته های معروف نقش شخصیت مانند "A bisserl was geht immer (هر چیزی می رود)" در استفاده روزمره زبان اقتباس شد. فیشر همچنین یک تک آهنگ موفق با عنوان «Spatzl (Schau wia i schau)) (Sweetheart (به نظر می رسد که دارم نگاه می کنم)) ضبط کرد. از این پس، thیک بازیگر مشغول نقش‌هایی بود که شخصیت‌شان همیشه بر اساس استنز بود. فیشر تا پایان عمرش اطمینان می‌داد که چهره موناکو فرانزه هیچ ربطی به زندگی واقعی او ندارد. در اواسط دهه 1980، فیشر با توماس گوتشالک و مایکل وینسلو در دو فیلم Zärtliche Chaoten بازی کرد، از سال 1987 تا 1992 او را می‌توانست در نقش «جوزفبرلی» در کنار Veronika Fitz و Ilse Neubauer در سریال هانوئر دیده شود.خانه دار). فیشر آخرین موفقیت خود را در سریال Ein Schloß am Wörthersee (قلعه ای در Wörthersee) تجربه کرد، جایی که او در نقش مدیر املاک و غیبت لئو لاکسندر و در نقش شهردار ساختگی هوهن والدو، پیتر الفینگر، در پیتر و پلان کولارین در کنار اچ. در سال 1993 تشخیص داده شد که هلموت فیشر مبتلا به سرطان است. او این تشخیص را تا حد زیادی مخفی نگه داشت، فقط همسرش اوتا از آن خبر داشت. در سال 1996، این بازیگر تحت درمان قرار گرفتnt توسط جولیوس هاکتال، متخصص معروف و بحث برانگیز سرطان. در نوامبر، او هفتادمین سالگرد خود را با تعداد زیادی از دوستان و همکاران جشن گرفت. در این مناسبت، روزنامه‌نگاران به مطبوعات گفتند: «Das Leben macht sich ja mehr und mehr aus dem Staub (زندگی روز به روز شلوغ‌تر می‌شود)». هشت ماه بعد، فیشر، در کمال تعجب عموم مردم، در کیمگائو درگذشت. در این ماه بیش از 1000 نفر در مراسم تشییع جنازه شرکت کردندمراسم تشییع گورستان شمالی مونیخ و تشییع متعاقب آن در گورستان بوگنهاوزن (قبر شماره 2-4-2) در 19 ژوئن 1997. در سخنرانی خاکسپاری خود، شهردار مونیخ، کریستین اوده، دوست و همسایه فیشر، گفت: «... Populärchende in Deutschern. geliebt.  (او در سراسر آلمان محبوب بود - در مونیخ او را دوست داشتند.)"

فیلم‌شناسی

Happy Divorced

همسر جداشده شاد 1997

Drei in fremden Betten

سه نفر در تختخوابی غریبه 1996

Peter und Paul

پیتر اند پائول 1994

Ein Schloß am Wörthersee

قلعه‌ای در دریاچهٔ ورتر 1990

Three Crazy Jerks II

سه دیوانه دو 1988

Die Hausmeisterin

خانه‌دار 1987

Three Crazy Jerks

سه دیوانهٔ عیاش 1987

Mama Mia - Nur keine Panik

ماما میا - هیچ هراس نباش 1984

Monaco Franze

موناكو فرانزه 1983

Der Millionenbauer

مصدر میلیونر 1979

Blauer Himmel den ich nur ahne

آسمان آبی که تنها از آن باخبرم 1979

Der ganz normale Wahnsinn

دیگر با همه دیوانگی عادی است 1979

Der Durchdreher

دیردکریدر 1979

Das Einhorn

یُهوه اژدها 1978

Sachrang

sachrang 1978

Kurzer Prozeß

محاکمه کوتاه 1967

Der Röhm-Putsch

کودتای رهم 1967

The Honors of War

افتخارات جنگ 1962

Oh, diese Bayern!

اوه، این باواریاها! 1960

Hubertusjagd

شکار هوبرتوس 1959